أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
256
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
بدرستى كه اين جمع كافران دنيا را دوست ميدارند و كار دنيا ميكنند و آخرت را دوست نمىدارند « 1 » و وا « 2 » پس پشت مىافكنند روزى گران و سخت و دشوار را يعنى روز قيامت را و از بهر اين روز را كارى نمىكنند ما ايشان را بيافريديم و خلق ايشان محكم و نيكو گردانيديم مفاصل و أوصال ايشان بعروق و عصب محكم كرديم و اگر ما خواهيم ايشان را بامثال ايشان تبديل كنيم يعنى ايشان را ببريم و امثال ايشان در شدّت أسر « 3 » بياريم كه طاعت دارند و عاصى نشوند . [ سوره الإنسان ( 76 ) : آيات 29 تا 31 ] إِنَّ هذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلاً ( 29 ) وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً ( 30 ) يُدْخِلُ مَنْ يَشاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَ الظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً ( 31 ) بدرستى كه اين سوره و اين آيات پندى و موعظتى است پس هر كه خواهد و اختيار خير كند آن را راهى گيرد و وسيلتى سازد به رسيدن برضاى خداى تعالى و نزديكى جستن بطاعت و عبادت او ، و اين آيت دليل است بر آنكه مكلّف مجبور نيست و عنان اختيار در دست اوست « 4 » و شما نخواهيد كردن طاعات الّا آنگه كه خداى تعالى خواهد و چون خواهد امر كند و بدان فرمايد ، و آنچه مجبره گويند كه : نخواهيد شما الّا آنچه خداى تعالى خواهد يعنى خواست شما خواست شما نباشد خواست خداى تعالى باشد ؛ باطل است ، براى آنكه ما مريد مباحات و قبايح باشيم و خداى تعالى مريد نباشد نه مباحات را و نه قبايح را ؛ براى آنكه ارادهء مباح و قبيح قبيح باشد و اين صفت نقص است پس بر خداى تعالى روا نبود ، و اگر مريد باشد هر چه بندگان آن را مريد باشند مريد متضادّات باشد و مريد جهل و سفه و فضايح و كفر و شرك باشد و اين منافى حكمت بود ، و صفت او اينست كه او هميشه دانا و محكمكار و حكيم بوده است و هست ؛ آن را كه خواهد در رحمت خود برد و بيامرزد او را بفضل خود ، و آنها كه ظالمان و كافراناند بساخته است براى ايشان و بنهاده در دوزخ عذابى دردناك .
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « دست ميدارند » . ( 2 ) - در برهان قاطع ضمن ذكر معانى [ وا ] گفته : « و گاهى بجاى [ با ] گفته مىشود چنان كه ميگويند : وا تو ميگويم يعنى با تو » . ( 3 ) - اشاره بتفسير [ وَ شَدَدْنا أَسْرَهُمْ ] است كه در پيش بعبارت « و خلق انسان محكم و نيكو گردانيديم » تفسير كرده است و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) آن را بسطى داده است هر كه طالب باشد به آن مراجعه كند . ( 4 ) - مولوى نيكو سروده است : « اينكه گوئى اين كنم يا آن كنم * اين دليل اختيار است اى صنم »